:بلبرینگ:بیرینگ:نیدل بیرینگ:یاطاقان: :بلبرینگ:بیرینگ:نیدل بیرینگ:یاطاقان:

View Hardware
لیست قیمت
کاتالوگ ها
لیست بلبرینگ های مصرف خودرو
نحوه سفارش
نماد اعتماد

ساماندهی رسانه های بر خط

logo-samandehi

برنامه اندروید

نظر شما در مورد سایت؟

خوب
خیلی خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء 135



ﭼﮑﯿﺪه



 ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ، رﻫﺒﺮي،  ﻫﺪف اﺻﻠﯽ اﯾﻦ پژوهش ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ي اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و اﻧﻔﻼب اﯾﺮان در زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎ و ﺗﻔﺎوت ﻫﺎي اﯾﻦ دو اﻧﻘﻼب در زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي ﻣﻄﺮح ﺷﺪه ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ .در اینجا رویدادها و مجموعه عوامل موثر در پیدایش رنسانس به طور مختصر بررسی شده­اند. هدف اصلی آن است با جوهر و ماهیت حقیقی مراحل متوالی تکامل تاریخی و گرایشات بنیادی پیشرفت گریز ناپذیر جامعه غربی بطور درست و صحیح و بدور از هرگونه پيشداوری آشنا شویم، تا بتوانیم در مواجهه با این پدیده از موضع فعال و نه منفعلانه برخورد نماییم و در تمدن سازی دینی که در دستور کار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است از تجربیات تاریخی گذشته درسها و عبرتهای لازم را آموخته و بکار گیریم.



واژﮔﺎن ﮐﻠﯿﺪي: اﻧﻘﻼب، اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ، اﻧﻘﻼب اﯾﺮان، رنسانس ، رﻫﺒﺮي، ﻧﯿﺮوﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ.



مقدمه

قبل از مقایسه انقلاب ها باید به یک نکته توجه کنیم و آن استفاده غلط از واژه انقلاب است. ما هر حرکت سیاسی-اجتماعی را انقلاب می نامیم در حالی که انقلاب از نادرترین تحولات سیاسی اجتماعی است. 6 نوع حرکت سیاسی-اجتماعی داریم که یکی از این حرکت ها انقلاب است و در ادامه به معرفی این حرکت ها خواهیم پرداخت:

1.      رفرم (اصلاح) : حرکتی است قانونی و تدریجی که تحت فشار جامعه صورت می گیرد، و رژیم حاکم هم خودش می پذیرد که اصلاحاتی را انجام بدهد، مثل انقلاب مشروطه.

2.      شورش: حرکتی است مردمی در جهت نفی نظام حاکم و علیه دیکتاتور حاکم؛ البته در این حرکت مردم برای جایگزینی برنامه ای ندارند، مرگ بر فلان دارند ولی زنده باد چه کسی؟ مشخص نیست! به عنوان مثال حرکت های بیداری اسلامی در منطقه شورش بود؛ مرگ بر قذافی و مبارک می گفتند اما جایگزین نداشتند. این حرکت ها به تدریج یا تبدیل به رفرم می شود و یا تبدیل به کودتا.

3.      کودتا: حرکتی است توطئه آمیز توسط نظامیان داخل حکومت علیه حاکمان، یعنی حرکت از درون حکومت علیه حکومت شکل می گیرد. این حرکت فقط برای کسب قدرت است و مردم نقشی در آن ندارند. مثل کودتای 1292 که رضاخان را سرکار آورد و یا کودتای 1332 که محمدرضا را دوباره سرکار نشاند.

4.      نهضت های استقلال طلبانه: شورش های مردمی هستند برای نفی حاکمیت بیگانه، مثل آنچه در هند علیه انگلیس اتفاق افتاد.

5.      نهضت های جدایی خواهانه: حرکتی است در گوشه ای از مملکت برای جدا شدن از مرکز؛ مثل بنگلادش.
 

6.      انقلاب: حرکتی است مردمی، ناگهانی، در جهت تغییر بنیادین ارزش ها، ساختارها و رهبری و همینطور توام با خشونت داخلی.

 

اگر بخواهیم انقلاب ها را بشماریم، 6 انقلاب موفق داشته ایم: 1. انقلاب فرانسه (1789) 2. روسیه (1917) 3. چین (1949) 4. کوبا (1959) 5. نیکاراگوئه (1979) و 6. انقلاب اسلامی ایران(1979). در این بین سه انقلاب با سه ایدئولوژیِ متفاوت شکل گرفت. انقلاب فرانسه در غرب و بر مبانی دموکراسی، لیبرالیسم و آزادی فردی؛ انقلاب روسیه بر مبنای مارکسیسم و سوسیالیسم و انقلاب اسلامی ایران در جهان اسلام بر مبانی اسلامی.

 تضاد قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی شکل دهنده انقلاب

انقلاب از تضاد دو قدرت سیاسی حاکم و قدرت اجتماعی بوجود می آید و اگر این دو تضاد وجود نداشته باشد هیچ گاه انقلاب بوجود نخواهد آمد. قدرت سیاسی، ابزار مادی قدرت را در اختیار دارد و قدرت اجتماعی، ابزار معنوی قدرت را. در قدرت سیاسی 4 عنصر را می توان مشخص کرد: وضعیت نظامی، وضعیت اقتصادی، مدیریت سیاسی و حمایت خارجی؛ در قدرت اجتماعی نیز 3 عنصر مشارکت مردمی در قدرت، رهبری مقبول ، و ایدئولوژیِ مورد قبول را داریم، که اگر یکی از این ها نباشد قدرت اجتماعی شکل نمی گیرد.

چگونه یک انقلاب پیروز می شود؟

حالت اول این است که عناصر قدرت سیاسی تضعیف شود و با این ضعف قدرت اجتماعی بر آن غلبه کند. حالت دوم هم این است که قدرت اجتماعی آنقدر قوی شود که با وجود قوت قدرت سیاسی باز هم بتواند بر آن غلبه کند. ما برای مقایسه انقلاب ها، ابتدا باید به مقایسه و شناخت قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی پیش از هر انقلابی بپردازیم و این قدرت ها را مورد بررسی قرار دهیم.

 

 

 

 

 

 

ﺑﯿﺎن ﻣﺴﺌﻠﻪ

ﭘﺪﯾﺪه ي اﻧﻘﻼب ﻗﺪﻣﺘﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ دارد وﺑﺎ ﺳﺮاﺳﺮ زﻧﺪﮔﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ وﺳﯿﺎﺳﯽ ﺑﺸﺮ ﻫﻤﺮاه ﺑﻮده اﺳﺖ .در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل اﻧﻘﻼب ﻫﺎي ﭘﺎﯾﺎن ﻗﺮن ﻫﺠﺪﻫﻢ ﺑﻪ وﯾﮋه اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ(1789) را ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﺑﻌﺎد ﮔﺴﺘﺮده و ﺗﻐﯿﯿﺮاﺗﯽ ﮐﻪ در ﻣﺤﯿﻂ داﺧﻠﯽ و ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﭘﺪﯾﺪ آوردهاند، ﺳﺮآﻏﺎز وﻗﻮع اﻧﻘﻼب ﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪ وﻣﻌﺎﺻﺮ ﺧﻮاﻧﺪه اﻧﺪ از آن ﻫﻨﮕﺎم ﺗﺎ ﮐﻨﻮن ﻧﻮﻋﯽ از اﻧﻘﻼب ﻫﺎ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻫﺎي ﻣﺘﻔﺎوت در ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ روي داده اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮان از اﻧﻘﻼب ﻫﺎي 1848 در اروﭘﺎ، انقلاب 1911 مکزیک، انقلاب 1917 روسیه، انقلاب 1962 الجزایر و انقلاب اسلامی ایران 1979/1357 نام برد (ملکوتیان 3:1381).

ﻧﻈﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻓﺌﻮدال ﺳﺎﮐﻨﺎن ﻓﺮاﻧﺴﻪ را ﺑﻪ ﺳﻪ ﻃﺒﻘﻪ ي: روﺣﺎﻧﯿﻮن، اﺷﺮاف و ﻃﺒﻘﻪ ي ﺳﻮم ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﺮدﮐﻪ ﺣﻘﻮق واﻣﺘﯿﺎزات ﻣﺘﻔﺎوت وﺟﻮد داﺷﺖ و ﻗﺪرت ﺑﻪ ﺟﺎي اﯾﻨﮑﻪ از ﻣﺮدم ﻧﺎﺷﯽ ﺷﻮد ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﻓﺮاﻧﺴﻪ آن را از ﻣﺸﯿﺖ اﻟﻬﯽ ﻣﯽ داﻧﺴﺖ و ﺑﻮرژوازي ﻓﺮاﻧﺴﻪ، ﺑﻪ ﯾﺎري اﻗﻠﯿﺘﯽ از اﺷﺮاف ﻟﯿﺒﺮال وﺗﻮده ي ﻣﺮدم در ﺗﻼش ﺑﻮدﮐﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﺗﺎزه اي ﺑﺮآزادي و ﻣﺴﺎوات ﺣﻘﻮﻗﯽ ﮐﻪ زﻣﯿﻨﻪ ي ﻓﮑﺮي آن را روﺷﻨﻔﮑﺮان ﻗﺮن ﻣﺎﻧﻨﺪ وﻟﺘﺮ، روﺳﻮ، دﯾﺪرو و... ﻓﺮاﻫﻢ آورده ﺑﻮدﻧﺪ، ﻣﺴﺘﻘﺮﺳﺎزد و ﻣﯽ ﮐﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﻣﻘﺮرات  ﻓﺌﻮداﻟﯽ را از ﻣﯿﺎن ﺑﺮدارد   (پزشک زاد،1383: 11-9).

 درﻓﺮاﻧﺴﻪ ي ﺳﺪه ي ﻫﺠﺪﻫﻢ ﺷﮑﺎف ﻋﻤﯿﻘﯽ ﺑﯿﻦ ﻃﺒﻘﺎت وﺟﻮد داﺷﺖ در رأسﻣﺮاﺗﺐ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﺎﻧﻮاده ي ﺳﻠﻄﻨﺘﯽ، اﺷﺮاف و اﻋﻀﺎي ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ روﺣﺎﻧﯿﺖ ﻗﺮار داﺷﺘﻨﺪ و از دادن ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻣﺎﻟﯿﺎت ﻣﻌﺎفﺑ ﻮدﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺟﺐ ﺧﺸﻢ اﻋﻀﺎي ﻃﺒﻘﻪ ي ﻣﺘﻮﺳﻂ ﯾﺎ ﺑﻮرژوازي ﺷﺪه ﺑﻮد ودر ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺎرﮔﺮان  ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ، ﺷﮑﺎف ﺑﯿﻦ ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ ﻫﺎ وﺑﺎﻻﯾﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ راﺳﺘﯽ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﻮد (کورزین،1389: 20-19)

رﻫﺒﺮي اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ را اﻗﻠﯿﺖ ﻃﺒﻘﻪ ي ﻣﺘﻮﺳﻂ، ازﻣﺮﺗﺒﻪ ي ﺳﻮم ﺑﺮﻋﻬﺪه داﺷﺖ .اﯾﻦ اﻧﻘﻼب ﮐﻪ از ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﺮدم ﺷﻬﺮﻫﺎ و روﺳﺘﺎﻫﺎ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﻮد، در ﻟﺤﻈﺎت ﺑﺤﺮاﻧﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﻫﻤﺎن ﻣﺮدﻣﯽ ﮐﻪ ﮔﺎه از آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺮﺗﺒﻪ ي ﭼﻬﺎرم ﯾﺎد ﺑﺮده ﺷﺪ، ﺑﻪ ﭘﯿﺶ راﻧﺪه ﻣﯽ ﺷﺪ و از ﺑﺮﮐﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮدم ﺑﻮد ﻃﺒﻘﺎت ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ، ﻗﺎﻧﻮن اﺳﺎﺳﯽ را ﺑﻪ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﮐﻨﻨﺪ (سوبول، 1359: 5)

رﻫﺒﺮان اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ 92- 1789 ﻋﺒﺎت ﺑﻮدﻧﺪ از :ﻧﺠﯿﺐ زادﮔﺎﻧﯽ ﭼﻮن دوك اورﻟﺌﺎن، ﻣﯿﺮاﺑﻮ، ﻻﻣﺘﺲ، ﻻﻓﺎﯾﺖ، ﺷﻤﺎر زﯾﺎدي از ﺣﻘﻮﻗﺪاﻧﺎن از ﺟﻤﻠﻪ ﮐﺎﻣﻮ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ روزﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎراﻧﯽ ﭼﻮن ﻣﺎرا و دﻣﻮﻟﻦ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ آﻧﺎن ﺗﻔﺎوت ﻫﺎي ﺑﺴﯿﺎري وﺟﻮد داﺷﺖ (ﺑﺮﯾﻨﺘﻮن، 1383: 120)

ﻣﻠﺖ ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺑﯿﺶ از ﻫﺮﻣﻠﺖ دﯾﮕﺮي ذﻫﻦ ادﺑﯽ ﺗﺮ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ وﻫﻤﯿﻦ ﯾﮑﯽ از دﻻﯾﻞ ﻗﺪرت روﺷﻨﻔﮑﺮان در ﻓﺮاﻧﺴﻪ و رﺳﯿﺪن آﻧﺎن ﺑﻪ رﻫﺒﺮي ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﻠﺖ در اﯾﻦ ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﺑﻮد (دوﺗﻮﮐﻮﯾﻞ،1386: 384-271)

ﺑﺮاي روﺷﻨﻔﮑﺮان ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻣﻬﻤﺘﺮ از از اﺻﻼح ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻧﺒﻮد آﻧﻬﺎ ﮐﻠﯿﺴﺎ را ﻣﺎﻧﻊ اﺻﻠﯽ ﺑﺮاي راه ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﯽ داﻧﺴﺘﻨﺪ .ﻓﯿﻠﺴﻮﻓﺎن ﺧﻮاﺳﺘﺎر آن ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ي دﻋﺎوي ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي ﻋﻘﻞ وﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد (دان، 1382: 54-49)

ﺑﺪﯾﻬﯽ ﺗﺮﯾﻦ دﻟﯿﻞ ﭘﯿﺮوزي اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺗﺄﮐﯿﺪﺑﺮ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي دﻧﯿﻮي ﺑﺮ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي دﯾﻨﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ي آن ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﺷﺪ در واﻗﻊ ﺑﻪ ﺷﺪت ﺗﻌﻘﻠﯽ و دﻧﯿﻮي ﺑﻮد، ﮐﻪ ﺑﻪ اﺑﻬﺎم ﮔﺮاﯾﺶ داﺷﺘﻨﺪ (ﻫﺎﺑﺰ باوم، 1374: 293)

اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺗﻮاﻧﺴﺖ ﻓﺮاﺗﺮ از ﻣﺮزﻫﺎ ﺑﺮود و ﮐﻞ ﺟﻬﺎن را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار دﻫﺪ اﻣا جهان در اواﺧﺮ ﻗﺮن ﺑﯿﺴﺘﻢ ﺷﺎﻫﺪ وﻗﻮع ﯾﮏ ﺣﺎدﺛﻪ ي ﻋﻈﯿﻢ ﺗﺎرﯾﺨﯽ دﯾﮕﺮ ﺑﻮد ﮐﻪ آن وﻗﻮع اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ ﺑﻮده، ﮐﻪ از ﻟﺤﺎظ ﻋﻮاﻣﻞ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬارﺑﺮ وﻗﻮع اﯾﻦ اﻧﻘﻼب ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎ وﺗﻔﺎوت ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ .

ﭘﯿﺮوزي اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان ﭼﻪ در داﺧﻞ و ﭼﻪ در ﺧﺎرج ازﮐﺸﻮر، ﻧﺎﻇﺮان را ﺑﺎ ﭘﺪﯾﺪه اي ﺗﺎزه در ﺻﺤﻨﻪ ي ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﻬﺎن روﺑﺮو ﺳﺎﺧﺖ، اﻧﻘﻼب اﯾﺮان ﮐﻪ ﮔﺎه از آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان آﺧﺮﯾﻦ اﻧﻘﻼب ﻗﺮن ﺑﯿﺴﺘﻢ وﮔﺎه ﺣﺘّﯽ واﭘﺴﯿﻦ اﻧﻘﻼب ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﻣﺼﻄﻠﺢ وﮐﻼﺳﯿﮏ از آن ﯾﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد، ﺑﯽ ﮔﻤﺎن روﯾﺪادي ﺷﮕﺮف و واﻗﻌﻪ اي ﺗﺎرﯾﺨﯽ، ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﺷﻮد (اسپوزیتو، 1388: 15-9).

اﺳﺘﺒﺪاد ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﺧﻔﻘﺎن، ﻣﻄﻠﻖ اﻟﻌﻨﺎن ﺑﻮدن ﺷﺎه ودرﺑﺎر وﻧﺎﻣﺤﺪود ﺑﻮدن اﺧﺘﯿﺎرات ﺷﺎن ﺑﺎ ﻓﻘﺪان ﻗﺎﻧﻮن و اﻣﻨﯿﺖ ﻓﺮدي، دﺧﺎﻟﺖ و ﻧﻔﻮذ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﺎن در اﻣﻮر ﮐﺸﻮر، ﺟﻠﻮﮔﯿﺮي ﻓﮑﺮ و اﻧﺪﯾﺸﻪ اي ﮐﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ آن را ﻧﻤﯽ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪ، وﯾﮋﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮك ﭘﻬﻠﻮي وﺣﮑﻮﻣﺖ ﻫﺎي ﻗﺒﻞ و ﭘﺲ ازﻣﺸﺮوﻃﻪ ﺑﻮد (زﯾﺒﺎ ﮐﻼم، 1373: 113).

 روﺣﯿﻪ ي اﺳﺘﺒﺪاد و ﺧﻮدﮐﺎﻣﮕﯽ ﺷﺎه ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﻋﺚ اﻧﺰواي ﮐﺎﻣﻞ وي از ﻣﺮدم ﺷﺪه ﺑﻮد ﺑﻠﮑﻪ در ﺳﺎل ﻫﺎي آﺧﺮ ﺣﮑﻮﻣﺖ اﺣﺴﺎس ﻣﯽ ﮐﺮد ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ي اﻋﻀﺎي درﺑﺎر ﺑﻪ اوﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮده اﻧﺪ (ﺻﻼﺣﯽ، 1380: 445)

دوران 1320 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ، ﻧﻤﺎﯾﺎﻧﮕﺮ اﺋﺘﻼف ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﻣﺮدﻣﯽ و ﻃﺒﻘﺎت ﻣﺘﻌﺪد ﺑﻮد ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﺣﻮم ﻣﺼﺪق ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﯾﺎﻓﺖ .ﻃﺒﻘﺎت ﻣﺘﻮﺳﻂ اﯾﺮاﻧﯽ و ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﺳﯿﺎﺳﯽ در دوران ﻣﺼﺪق ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﺮداﺷﺘﯽ از آزادي ﻗﺮار داﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪت دوﻟﺖ ﮔﺮﯾﺰاﻧﻪ ﺑﻮدﻧﺪ (ﻃﺎﻫﺎﯾﯽ،1384: 146)

محمدرضا شاه پس از کودتای 28 مرداد،1332ﺑﺴﺎط دﯾﮑﺘﺎﺗﻮري را ﭘﻬﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .اﯾﻦ دوره ﻧﯿﺰ ﺗﺎ ﺑﺤﺮانهای 1343-1339 دستخوش تزلزل می شود. با سرکوب قیام 15 خرداد 1342 و تبعید امام در آبان 1342 دوره ی واقعی حکومت و دیکتاتوری مطلقه  شاه جدا آغاز می شود (حشمت زاده، 1378: 127)

 ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ آﻓﺖ دوران ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ اﯾﻦ ﺑﻮد، ﮐﻪ ﺗﻮده ي ﻣﺮدم ﻣﺴﻠﻤﺎن و اﻓﺮاد ﻣﺘﺪﯾﻦ از ﺻﺤﻨﻪ ي ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺑﺮﮐﻨﺎر ﺑﻮدﻧﺪ وﮐﺎرﻫﺎي ﺳﯿﺎﺳﯽ واﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در دﺳﺖ ﻧﺨﺒﮕﺎن ﻗﺮار داﺷﺖ.از اﯾﻦ رو ﺗﻨﻬﺎ راﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ اﻣﺎم ﻣﺜﻤﺮ ﺛﻤﺮ ﺑﻮد ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﮐﺸﺎﻧﺪن ﺗﻮده ي ﻣﺮدم ﻣﺴﻠﻤﺎن اﯾﺮان ﺑﻮد (ﯾﺰدي، 1386: 127)

ﺷﻤﺎري از روﺷﻨﻔﮑﺮان ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ از اواﯾﻞ دﻫﻪ ي1960 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺮ اﺣﯿﺎي ﺗﻔﮑﺮ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺷﯿﻌﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ.ﮐﻪ ازاﯾﻦ ﻣﯿﺎن ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻣﻬﺪي ﺑﺎزرﮔﺎن، دﮐﺘﺮ ﻋﻠﯽ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ و ﺟﻼل آل اﺣﻤﺪ ﻧﺎم ﺑﺮد ﮐﻪ ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ اﺧﺘﻼف ﻧﻈﺮﺷﺎن ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺬﻫﺐ ﺷﯿﻌﻪ ازﺗﻤﺎﻣﯽ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي رﻫﺎﯾﯽ ﺳﺎز و  ﺗﺮﻗﯽ ﺧﻮاه ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ (ﻣﯿﻼﻧﯽ، 1381: 131-51)

ﻣﺬﻫﺐ ﺷﯿﻌﻪ در اﯾﺮان، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي اﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻣﺒﺎرزه ﻋﻠﯿﻪ رژﯾﻢ ﭘﻬﻠﻮي را ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﺮد و ﺑﻪ ﺗﻮده ﻫﺎ ﻧﻮﯾﺪ آﯾﻨﺪه اي روﺷﻦ را ﻣﯽ داد (ﻣﯿﻼﻧﯽ، 1381: 131-51)

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه در ﺑﺎﻻ، ﻫﺪف در اﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎن ﻧﺎﻣﻪ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ي ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺑﺮ اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و اﻧﻘﻼب اﯾﺮان و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎ وﺗﻔﺎوت ﻫﺎي اﯾﻦ دو زﻣﯿﻨﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ و اﻧﻘﻼب دراﯾﻦ  اﯾﻦ ﺳﺆال اﺻﻠﯽ ﻣﻄﺮح ﻣﯽﺷﻮد:

 

ﺳﺆاﻻت

ﺳﺆال اﺻﻠﯽ

 ﭼﻪ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎ وﺗﻔﺎوت ﻫﺎﯾﯽ ازﻟﺤﺎظ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﯿﺎن اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ واﻧﻘﻼب اﯾﺮان وﺟﻮد دارد؟

 

ﺳﻮاﻻت ﻓﺮﻋﯽ

1)    در زﻣﯿﻨﻪ ي ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﺳﺎﺧﺘﺎرﺣﮑﻮﻣﺘﯽ ﭼﻪ ﺷﺒﺎﻫﺖﻫﺎ وﺗﻔﺎوت ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﺎن اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و  اﯾﺮان وﺟﻮد دارد؟

2)    در زﻣﯿﻨﻪ ي ﺗﺄﺛﯿﺮ رﻫﺒﺮان ﭼﻪ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎ و ﺗﻔﺎوت ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﺎن اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و اﯾﺮان وﺟﻮد دارد؟

3)    در زﻣﯿﻨﻪ ي ﺗﺄﺛﯿﺮ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي ﭼﻪ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎ و ﺗﻔﺎوت ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﺎن اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و اﯾﺮان وﺟﻮد دارد؟

4)     در زﻣﯿﻨﻪ ي ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻧﯿﺮوﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﭼﻪ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎ و ﺗﻔﺎوت ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﺎن اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و اﯾﺮان وﺟﻮد  دارد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﺨﺘﺼﺮ در ﺑﺎره يﭘﮋوﻫﺶﻫﺎي اﻧﺠﺎم ﺷﺪهيﻗﺒﻠﯽ

ﻣﯽ ﺗﻮان ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت وﺗﺤﻘﯿﻘﺎت اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﭘﯿﺮاﻣﻮن ﻣﺴﺌﻠﻪ ي ﻣﻮردﻧﻈﺮرا ﺑﻪ ﺳﻪ دﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﻨﺪي ﮐﺮد:

الف)آﺛﺎر ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﺮوز اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ.

ب )آﺛﺎر ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﺮوز اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان.

ج )آﺛﺎر ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ي اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ واﻧﻘﻼب اﯾﺮان.

 

آﺛﺎر ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﺮوز اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ :ﮐﻪ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ آﺛﺎر ﻣﺘﻌﺪدي وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻣﻨﺎﺑﻊ درذﯾﻞ اﺷﺎره ﺷﺪه اﺳﺖ

آﻟﮑﺴﯽ دوﺗﻮﮐﻮﯾﻞ در ﮐﺘﺎب « اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ ورژﯾﻢ ﭘﯿﺶ از آن » ﮐﻪ از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺘﺎب در زﻣﯿﻨﻪ ي اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ اﺳﺖ. و ﯾﮏ ﭘﮋوﻫﺶ ﺗﺎرﯾﺨﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ آﯾﺪ، در ﻣﻮرد ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻧﺎﻫﻤﺴﺎز در ﻣﻮرد وﻗﻮع اﻧﻘﻼب ﮔﻔﺘﻪ واﯾﻨﮑﻪ ﻣﺒﺎرزه ﻋﻠﯿﻪ دﯾﻦ ﺑﺮاي اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﯾﮏ ﭘﺪﯾﺪه ي ﺗﺼﺎدﻓﯽ و ﮔﺬرا ﺑﻮده و اﯾﻨﮑﻪ ﭼﺮا در ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﻓﺌﻮداﻟﯿﺴﻢ ﻣﻮرد ﺑﯿﺰاري ﻣﺮدم ﺑﻮده اﺳﺖ. وﺗﻤﺮﮐﺰ اداري و ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﯿﺮاث رژﯾﻢ ﭘﯿﺶ ازاﻧﻘﻼب ﺑﻮده، واﯾﻨﮑﻪ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﺿﺪ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﭼﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮي در وﻗﻮع اﻧﻘﻼب داﺷﺘﻪ؟ واﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﮐﻮب آزادي ﻫﺎي ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﻓﺎﺻﻠﻪ ي  ﺑﯿﻦ ﻃﺒﻘﺎت، ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎري ﻫﺎي ﻧﺎﺑﻮدﮐﻨﻨﺪه ي رژﯾﻢ ﭘﯿﺸﯿﻦ را ﺑﻪ ﺑﺎرآورد (دوﺗﻮﮐﻮﯾﻞ،1386)

ﮐﺮﯾﻦ ﺑﺮﯾﻨﺘﻮن در ﮐﺘﺎب« ﮐﺎﻟﺒﺪﺷﮑﻔﯽ ﭼﻬﺎر اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ، روﺳﯿﻪ، اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن وآﻣﺮﯾﮑﺎ » ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ اﯾﻦ ﭼﻬﺎر  اﻧﻘﻼب و درﻣﻮرد ﭘﺎﯾﮕﺎه اﻗﺘﺼﺎدي و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﻮده ي اﻧﻘﻼﺑﯿﻮن ورﻫﺒﺮان در ﻣﻮرد ﻣﺴﺄﻟﻪ ي ﻣﯿﺎﻧﻪ روﻫﺎ و ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺑﻪ ﻗﺪرت رﺳﯿﺪن ﺗﻨﺪروﻫﺎ وﻋﺼﺮ وﺣﺸﺖ و ﭘﺎﮐﺪاﻣﻨﯽ وﻫﻤﭽﻨﯿﻦ دوران ﺗﺮﻣﯿﺪور در ﻫﺮﭼﻬﺎر اﻧﻘﻼب  ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ (ﺑﺮﯾﻨﺘﻮن،

ﺟﺮج روده در ﮐﺘﺎب « اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ و ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي آن » ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ اوﺿﺎع اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ - اقتصادی اﻧﻘﻼب در ﻓﺮاﻧﺴﻪ پرداخته و اینکه چرا در سال 1789 انقلاب در فرانسه رخ داده و نه در جای دیگر؟ و نظراتی که اندیشمندان راجع به علل ظهور داده اند بحث کرده (روده،1380)

ا.ج وﻫﻮﺑﺰ ﺑﺎوم در ﮐﺘﺎب «ﻋﺼﺮ اﻧﻘﻼب» ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﺑﺤﺮان ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي در ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ زﻣﯿﻨﻪ ساز  وﻗﻮع اﻧﻘﻼب ﺷﺪه اﺳﺖ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﻧﺪ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ راﺟﻊ ﺑﻪ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي ودﯾﻦ در ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺑﻮده و ﺑﻪ دﻧﯿﻮي ﺷﺪن ﺗﻮده ﻫﺎ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و اﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺑﯽ اﻋﺘﻨﺎﯾﯽ دﯾﻨﯽ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ (ﻫﺎﺑﺰﺑﺎوم، 1374)

دﻧﺴﮑﻮري و آﮐﯿﺒﺎﻟﻮوا در ﮐﺘﺎب«ﺗﺎرﯾﺦ ﺳﺪه ﻫﺎي ﻣﯿﺎﻧﻪ»  ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﺴﻠﻂ ارﺑﺎب ﻓﺌﻮدال وﻫﻤﭽﻨﯿﻦ در ﻣﻮرد ﺟﻨﺒﺶ ﻫﺎي دﻫﻘﺎﻧﯽ ﻋﻠﯿﻪ آن و ﺳﺮاﻧﺠﺎم اﺿﻤﺤﻼل ﻓﺌﻮداﻟﯽ و ﭘﯿﺪاﯾﺶ ﺑﻮرژوازي و ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ داري  ﭘﺮداﺧﺘﻪ (دﻧﺴﮑﻮري وآﮐﯿﺒﺎﻟﻮوا، 1335)

ﻓﯿﻠﯿﭙﺲ ﮐﻮرزﯾﻦ در ﮐﺘﺎب «اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ» ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﮐّﻠﯽ درﺑﺎره ي اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ، رﯾﺸﻪ ﻫﺎي ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮي اﻧﻘﻼب و ﺑﺮرﺳﯽ ﺑﺮﺧﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﺮوز و روﯾﺪادﻫﺎي ﻣﻬﻢ ﺗﺎرﯾﺦ اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﻣﯽ ﭘﺮدازد (ﮐﻮرزﯾﻦ، 1386)

آﻟﺒﺮﻣﺎﻟﻪ وژول اﯾﺰاك در ﮐﺘﺎب«اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ و اﻣﭙﺮاﻃﻮري ﻧﺎﭘﻠﺌﻮن»  در ﻣﻮرد وﻗﻮع اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﺮوز اﻧﻘﻼب و ﻣﺸﮑﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ-اﻗﺘﺼﺎدي و ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﺑﺤﺮان ﻣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪن اﻧﻘﻼب ﺷﺪه ﺑﻮد ﺑﺤﺚ ﮐﺮده اﻧﺪ (آﻟﺒﺮﻣﺎﻟﻪ وژول اﯾﺰاك، 1382)

ﻣﯿﺸﻞ وول در ﮐﺘﺎب « اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ، ﻧﻬﻀﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺗﻐﯿﯿﺮ روﺣﯿﺎت و ﻃﺮز ﺗﻔﮑﺮ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ » ﺗﺄﺛﯿﺮ اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ را در ﺗﻐﯿﯿﺮات روﺣﯽ وﻓﮑﺮي ﻣﺮدم ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ و اﺑﻌﺎد ﻣﺨﺘﻠﻒ راﺟﻊ ﺑﻪ ﺣﻮادث  اﻧﻘﻼب را، ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ اراﺋﻪ ﻣﯽ دﻫﺪ (وول، 1372)

آزاده ﺷﯿﺒﺎﻧﯽ در ﭘﺎﯾﺎن ﻧﺎﻣﻪ ي ﺧﻮد ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان « ﻋﻠﻞ اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ و ﻧﺘﺎﯾﺞ آن » ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ اﯾﻦ ﻣﻮارد ﭘﺮداﺧﺘﻪ: ﻣﻘﺪﻣﺎت اﻧﻘﻼب،خاک فرانسه در سال 1789، ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻗﺮن ﻫﺠﺪﻫﻢ وﺗﺄﺛﯿﺮ اﻓﮑﺎر آﻧﺎن ﺑﺮ مردم، جامعه ی فرانسه در سال 1789: اﻧﺘﺸﺎر ﻓﮑﺎر ﻓﻠﺴﻔﯽ ﺑﯿﻦ ﻃﺒﻘﻪ ي ﺳﻮم، ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﺠﻠﺲ ﻃﺒﻘﺎت ﻋﻤﻮﻣﯽ، ﻓﺮاﻣﺎﺳﻮﻧﺮي، ﻧﻘﺶ اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن دراﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ و ﻧﺘﺎﯾﺞ اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ (ﺷﯿﺒﺎﻧﯽ، 1378)

ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن در اﯾﻦ آﺛﺎر ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه راﺟﻊ ﺑﻪ اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ در ﻫﻤﻪ ي زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي ﺳﯿﺎﺳﯽ، اﻗﺘﺼﺎدي و اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي ﺑﻄﻮر ﮐﻠﯽ  ﺑﺤﺚ ﮐﺮده اﻧﺪ وﻟﯽ در ﻫﯿﭻ ﯾﮏ از آﺛﺎر ﻣﻄﺮح ﺷﺪه ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﻮاﻣﻞ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار در اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺑﺼﻮرت ﺟﺰﺋﯽ ﻧﭙﺮداﺧﺘﻪ اﻧﺪ.

آﺛﺎر ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ رﯾﺸﻪ ﻫﺎي ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮي اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان، اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ زﯾﺎدي راﺟﻊ ﺑﻪ آن وﺟﻮد دارد ﮐﻪ در ذﯾﻞ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﺷﺎره ﺷﺪه اﺳﺖ

ﻣﺤﺴﻦ ﻣﯿﻼﻧﯽ در ﮐﺘﺎب « ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮي اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ از ﺳﻠﻄﻨﺖ ﭘﻬﻠﻮي ﺗﺎ ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﯽ » ﺑﻪ ﺑﺤﺚ درﺑﺎره ي زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي ﺗﺎرﯾﺨﯽ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ، ﺑﻪ ﺗﺸﺮﯾﺢ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﺆﻓﻘﯿﺖ آﻣﯿﺰ ﻣﺤﻤﺪ رﺿﺎ ﺷﺎه ﭘﻬﻠﻮي در ﺟﻬﺖ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪن ﺑﻪ ﯾﮕﺎﻧﻪ ﻗﺪرت ﻣﻄﻠﻘﻪ ﻃﯽ دو دﻫﻪ ي ﻧﺨﺴﺖ ﺣﮑﻮﻣﺖ وي وﻧﯿﺰ ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎي ﭘﯿﺶ آﻣﺪه و ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ اﻧﺘﻘﺎل ﻗﺪرت از رژﯾﻢ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﺑﻪ اﻧﻘﻼﺑﯿﻮن ﻣﺴﻠﻤﺎن و ﺣﺮﮐﺖ ﻣﺮدﻣﯽ اي ﮐﻪ ﺗﻮاﻧﺴﺖ ﺷﺎه را  ﺳﺮﻧﮕﻮن ﮐﻨﺪ، ﻣﯽ ﭘﺮدازد (ﻣﯿﻼﻧﯽ، 1381)

ﺟﺎن .ال .اﺳﭙﻮزﯾﺘﻮ در ﮐﺘﺎب « اﻧﻘﻼب اﯾﺮان و ﺑﺎزﺗﺎب ﺟﻬﺎﻧﯽ آن » ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺟﺎﯾﮕﺎه اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻋﻠﻤﯽ راﺟﻊ ﺑﻪ اﻧﻘﻼب واﻫﻤﯿﺖ اﯾدﺋﻮﻟﻮژي ﺗﺸﯿﻊ در ﻧﺰد ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﯽاﯾﺮان و آﮔﺎﻫﯽ ﺧﺎرﺟﯿﺎن .(138 ﺑﺎ واﻗﻌﯿﺎت ﺳﯿﺎﺳﯽ، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻣﻮﺟﻮد ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ (اﺳﭙﻮزﯾﺘﻮ، 138)

ﯾﺮواﻧﺪ آﺑﺮاﻫﺎﻣﯿﺎن در ﮐﺘﺎب «اﯾﺮان ﺑﯿﻦ دو اﻧﻘﻼب»  ﺣﮑﻮﻣﺖ رﺿﺎﺷﺎه و ﺳﺎل ﻫﺎي ﻓﺮوﭘﺎﺷﯽ ﺣﮑﻮﻣﺖ رﺿﺎﺷﺎه(شهریور 1320) ﺗﺎ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮي ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺤﻤﺪ رﺿﺎﺷﺎه را ﺗﺠﺰﯾﻪ وﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﺗﻮﺻﯿﻒ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﻣﺤﻤﺪرﺿﺎﺷﺎه ﺑﺎ ﺗﻨﺶ ﻫﺎي ﺳﯿﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ي اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﺗﺸﺪﯾﺪ ﺷﺪه ﺑﻮد وﺳﺮاﻧﺠﺎم وﻗﻮع اﻧﻘﻼب ﻣﯽ ﭘﺮدازد (آﺑﺮاﻫﺎﻣﯿﺎن، 1386)

ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ ازﻏﻨﺪي در ﮐﺘﺎب «( ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﺤﻮﻻت ﺳﯿﺎﺳﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﯾﺮان (57-1320)» ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﺴﺎﺋﻞ  اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻋﺼﺮ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﭘﻬﻠﻮي ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﯾﻦ ﮐﺘﺎب ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ آﺷﻨﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺗﺎرﯾﺦ اﻗﺘﺼﺎدي و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﯾﺮان اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻘﺪﻣﻪ اي ﺑﺮاي ﻓﻬﻢ درﺳﺖ ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ وﺷﯿﻮه ي ﺣﮑﻮﻣﺖ ﭘﻬﻠﻮي ﺑﻮده اﺳﺖ (ازﻏﻨﺪي، 1382)

ﺳﻬﺮاب ﺻﻼﺣﯽ در ﮐﺘﺎب « ﭘﮋوﻫﺸﯽ در ﺗﺤﻮﻻت ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﻌﺎﺻﺮ اﯾﺮان؛ اﯾﺮان و اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ » ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎ، روﻧﺪ و ﻋﻠﻞ ﻓﺮوﭘﺎﺷﯽ رژﯾﻢ ﭘﻬﻠﻮي و ﭘﯿﺮوزي اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ در ﺑﺴﺘﺮ ﺗﺤﻮﻻت ﺗﺎرﯾﺨﯽ اﯾﺮان ﻣﯽﭘﺮدازد (ﺻﻼﺣﯽ، 1386)

ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ ﺷﺠﺎﻋﯽ زﻧﺪ در ﮐﺘﺎب «در ﺑﺮﻫﻪ ي اﻧﻘﻼﺑﯽ» ﺑﻪ اﯾﻦ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽ ﭘﺮدازد ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ از وﺿﻊ وﺣﺎﻟﺖ ﻣﺘﻌﺎرف ﺧﻮد ﺧﺎرج ﻣﯽ ﺷﻮد و دﭼﺎر ﺗﻨﺶ وﺗﮑﺎﻧﻪ ﻫﺎي ﺳﺨﺖ ﻧﺎﺷﯽ از ﯾﮏ اﻧﻘﻼب ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻧﺎﺷﯽ از ﺳﻪ  ﻋﻨﺼﺮ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي، رﻫﺒﺮي وﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺣﻀﻮر ﻣﺮدﻣﯽ اﺳﺖ (ﺷﺠﺎﻋﯽ زﻧﺪ، 1385)

ﺣﺴﻦ روﺣﺎﻧﯽ در ﮐﺘﺎب « اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ، رﯾﺸﻪ ﻫﺎ و ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎ » ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ راﺑﻄﻪ ي دﯾﻦ و ﺳﯿﺎﺳﺖ و ﺗﻔﮑﯿﮏ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺑﻮدن اﯾﻦ دو از ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ و ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﯽ و آرﻣﺎن ﻫﺎي اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان و در ﻣﻮرد دﺧﺎﻟﺖ ﻣﺮدم و ﺑﻪ ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻓﻘﻬﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺮداﺧﺖ (روﺣﺎﻧﯽ، 1376)

ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن در آﺛﺎر ذﮐﺮ ﺷﺪه راﺟﻊ ﺑﻪ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ راﺟﻊ ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﻇﻬﻮر اﻧﻘﻼب ﺑﺤﺚ ﮐﺮده اﻧﺪ وﻟﯽ در ﻫﯿﭻ ﯾﮏ از آﺛﺎر ﺑﺎﻻ ﻋﻮاﻣﻞ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار در اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ راﺑﻪ ﺻﻮرت ﺟﺰﺋﯽ ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﮑﺮده اﻧﺪ.

آﺛﺎرﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ي اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ واﻧﻘﻼب اﯾﺮان

ﻣﺼﻄﻔﯽ ﻣﻠﮑﻮﺗﯿﺎن در ﮐﺘﺎب«اﻧﻘﻼب ﻫﺎي ﻣﺘﻌﺎرض ﻣﻌﺎﺻﺮ»  ﺑﺮرﺳﯽ ﭼﻬﺎر اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ، روﺳﯿﻪ، اﯾﺮان و اﻧﻘﻼب ﻧﯿﮑﺎراﮔﻮﺋﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﻫﺮﯾﮏ از اﯾﻦ اﻧﻘﻼب ﻫﺎ را در زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي، ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ و  اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮐﻠﯽ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﻣﯽ دﻫﺪ (ﻣﻠﮑﻮﺗﯿﺎن، 1380)

ﻣﻨﻮﭼﻬﺮ ﻣﺤﻤﺪي در ﮐﺘﺎب « اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ اﻧﻘﻼب ﻫﺎي ﻓﺮاﻧﺴﻪ و روﺳﯿﻪ » ﺑﻪ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ي اﻧﻘﻼب اﯾﺮان در زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺳﯿﺎﺳﯽ، اﻗﺘﺼﺎدي واﯾﺪﺋﻮﻟﻮژي ﺑﺎ دو اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و روﺳﯿﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ ﻣﯽ ﭘﺮدازد و ﯾﮑﺴﺮي ﺗﻔﺎوت ﻫﺎي اﻧﻘﻼب اﯾﺮان را ﺑﺎ اﯾﻦ دواﻧﻘﻼب ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ (ﻣﺤﻤﺪي، 1389)

اﻟﻬﺎم ﻏﺮوي در ﭘﺎﯾﺎن ﻧﺎﻣﻪ ي ﺧﻮد ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان «ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ي ﺗﺎرﯾﺨﯽ روﻧﺪ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮي اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺑﺎ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ ایران » ﺑﻪ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ي ﺗﻄﺒﯿﻘﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدي و ﺗﺎرﯾﺨﯽ اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و اﻧﻘﻼب اﯾﺮان ﻣﯽ ﭘﺮدازد و ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ دﺳﺖ ﯾﺎﻓﺖ، که ﻫﯿﭻﮔﻮﻧﻪ ﺗﺸﺎﺑﻬﯽ از ﻧﻈﺮ اﻗﺘﺼﺎدي ﻗﺒﻞ از اﻧﻘﻼب وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ ﮐﺎﻣًﻼ ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ در دو ﮐﺸﻮر ﻓﺮاﻧﺴﻪ واﯾﺮان وﺟﻮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ (ﻏﺮوي،1383)

ﻣﺤﻤﺪ آزاد ﻣﻨﺠﯿﺮي درﭘﺎﯾﺎن ﻧﺎﻣﻪ ي ﺧﻮد ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان «ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ي اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ و اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ » ﺗﻄﺒﯿﻖ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ اي ﺑﯿﻦ اﻧﻘﻼب ﻓﺮاﻧﺴﻪ و ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان و ﭘﯿﺪا ﮐﺮدن ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎ وﺗﻔﺎوت ﻫﺎ اﯾﺮان ﺑﯿﻦ دو اﯾﻦ دو اﻧﻘ





در تاریخ : سه شنبه، 2 خرداد ماه، 1396
نویسنده : delazar